لیلـــــی مجنـــــــون
لیـلی زیـر درخت انـار نشست
درخت انـار عـاشق شـد
گـل داد… سـرخ سـرخ
گـل هـا انـار شـد… داغ داغ
هـر انـاری هـزار تـا دانـه داشت
دانـه هـا عـاشق بـودنددانـه هـا تـوی انـار جـا نمـیـشدند
انار کوچک بود…
دانـه هـا تـرکیـدند… انـار ترکــ برداشت
خـون انـار روی دست لیـلی چکید
لیـلی انـار ترکــ خورده را از شاخـه چید
خدا گفت:
راز رسیـدن فقـط همـین بـودکافیست انار دلت ترکــ بخورد
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 15:30 توسط اســـــــــــرا
|
به احترام کسانی که شادی خودرابا